+
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 13:46 توسط حدیثه
|
لحظه های سبز پنهان می شوند تشنه یک جرعه باران می شوند ما سپیدی را ز خاطر برده ایم در فراسوی سیاهی مرده ایم ما اسیر دست سرما گشته ایم خسته از امروز و فردا گشته ایم ما صدای غصه را فهمیده ایم انتظار و خستگی را دیده ایم
...خانه ی ما آباد و خانه ی قطب عالم امکان خراب خانه ی ما روشن و نورانی خانه ی ولی عصر تاریک و غم فزا دوستانش بی وفا و دشمنانش پر فریب... مشهور در آسمان گمنام در زمین